
شاید خود ده نمکی هم فکر نمیکرد اولین فیلمش رکورد فروش رو در تاریخ سینمای ایران بشکنه. مزاج عجیب مردم ایران هنوز برای من قابل درک نیست. همون چیزی که نمونه اش رو در ۳ تیر دو سال پیش دیدم! من که شخصا ترجیح دادم برای دیدن اخراجیها هیچ پولی صرف نکنم. تا زمانی هم که از تهران میومدم تبریز و فیلم رو تو اتوبوس دیدم چیزی در مورد داستانش نمیدونستم. اما ...
اوایل فیلم بیشتر از اینکه مایه ی طنز داشته باشه درون مایه ی هجو داشت. یک هجو به تمام معنا که نمونه اش رو فقط در جاهای خاصی از شهر میشه دید. تازه از نزدیک بیشتر از اینکه خنده دار باشه مشمئز کننده و ترسناکه . دزد، معتاد، لات و ... صحنه های جبهه هم چیز جدیدی نداشت جز جدال همیشگی ملیت و مذهب که گفتمان غالب دهه ی ۶۰ بود : "رستم دستان کجایی که ببینی فرزندان حیدر با دست خالی جلوی دشمن ایستاده اند! " به نظر شما ده نمکی چقدر عوض شده ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه :
۱- چیزی که ده نمکی خیلی روش تاکید داشت این بود که اخراجیهااولین فیلمش نیست. ایشون فقر و فحشا رو هم فیلم به حساب میاورد.
۲-مجری برنامه دائما برای خطاب کردن ده نمکی از واژه ی استاد استفاده می کرد.
۳-با اینکه داشتم به حرف های ده نمکی گوش میکردم یه قسمت از ذهنم به پائولو کوییلو فکر میکرد . داستان مزخرف کیمیاگر ، ورونیکا، شهر فرشتگان که وقتی میخواستم دانشجو بشم نماد روشنفکری بودند و برای من که بدترین روزهای عمرم رو میگذروندم نمادهای خیانت توجیه پذیر!!! اون موقع هم حالم ازش به هم میخورد. چقدر بده هنوز کسانی هستند که این کتاب ها رو به هم توصیه میکنند. (ربطی به ده نمکی و بعضی ها نداشت! باور کنید.)
نمیدونم چرا اصرار میکنی بهم بفهمونی که از من دوری . شاید متوجه نیستی شایدم انزوای ناخودآگاهت از من دیوونه تره . باور نمیکنی اما واقعا داشتم خوب میشدم. خوبِ خوبِ خوب ... به هر حال...
هیچوقت اینقدر آرزو نکرم که ساعت سریعتر جلو بره و هیچوقت اینقدر نخواستم که شبها خوابم بگیره . قبلا شبها باشکوهتر بودن.
چهار سال پیش آدم بزرگتری بودم. این چهار سال رو گم کردم. میخوام از جایی که مونده ادامه بدم. نمیدونم چقدر راه اومدم و از کجا اومدم. هیچی یادم نیست . فعلا نشستم و به این فکر میکنم که چه خوب میشد کمی مشروب داشتم. سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزومه ... شعرش همینه دیگه ؟
خدا هم دوره. شاید میخواد بهم بگه که : تو که شوخی حالیت نیست برو به جهنم.
مدتی هم که در خدمت نبودم فکر میکردم دیگه لازم نیست خودمو به دنیای مجازی گره بزنم. اما مثل همیشه اشتباه کردم. اگه تو ایران زندگی کنی و اگه کمی فکر کنی که میفهمی باید محیطی باشه که توش گم شی. اما همیشه اشتباه انتخاب میکنی و وقتی میخوای برگردی به حال قبلیت دیگه هیچی سر جاش نیست. مثال خیلی کوچیکش همین چند تا خواننده ای که داشتم!
پی نوشت:
الف)بدجوری گم شدم.
ب)یه روز بلاخره میرم. حتی اگه کسی باهام نیاد.
بیلاخی به بزرگی همه ی مدتی که نبودم برای همه ی اونایی که با نبودنم حال میکردن. در راستای اینکه دفتر حزب متبوع بنده تخته شده تصمیم گرفتم به دور از حزب بازی ارگان رسمی کچل خان رو به رختون بکشم. عرضی نیست. ...زت زیاد.

(عکس: یکی از ساکنین کچل آباد درحال واکنش به فرمایشات کچل خان)